نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
تازه های تحقیق
چکیده تفصیلی
تربیت سیاسی یکی از گونههای مهم تربیت و تا حدی مورد غفلت است. در این ساحت تربیتی هدف این است که متربی یک شناخت صحیح سیاسی پیدا کند تا در صحنه سیاست از لغزش مصون مانده و کنشگری صحیحی به نمایش بگذارد. عصر حاضر بیشتر با فناوریهای نوینش شناخته میشود که از جدیدترین دستاوردهایش «هوش مصنوعی» است که همه اندیشمندان و دانشمندان و حتی سیاستمداران را سخت نگران کرده است. چنانکه ارتباط گسترده و تا حدی ناگزیر نسل جدید با این فناوریها گاه سبب نگرانی اولیا و مربیان شده و همواره به دنبال چارهاندیشی در این جنگ رسانهای دشمن هستند. دشمن به مدد فناوری برتری که دارد همواره به دنبال فریب افکار عمومی به ویژه نسل جوان و نوجوان در جوامع اسلامی است. از این رو توجه به آسیبهای دوستی و اعتماد به دشمنان خدا و مومنین (بهویژه یهود و نصارا) در تربیت سیاسی فرزندان ضرورتی انکارناپذیر است. زیرا که توفیق دشمن در این ساحت چه بسا به اختلافافکنی در محیط خانوادهها و فروپاشی این نهاد اساسی رهاورد آن خواهد بود. از آنجا که انسان دارای حیات اجتماعی و ناگزیر از رابطه با سایر انسانهاست؛ یکی از موضوعات حیات سیاسی-اجتماعی وی تنظیم روابط با مخالفان (به ویژه دشمنان خدا و مومنین) است. آیات پرشماری در قرآن به تنظیم روابط با همکیشان و همنوعان پرداخته و به فواید و آسیبهای آن اشاره کردهاند. بعضی از آیات از رابطه ولایی و دوستی با کافران (آل عمران/28؛ نساء/144؛ مائده/57 و ...) و شماری از آیات هم از رابطه دوستی با دشمنان خدا و رسول و مومنین (آل عمران/ 118؛ مجادله/22 و ...) و در آیاتی (مائده/51) به طور خاص از رابطه دوستی با یهود و نصارا نهی شده است. یادآور میشویم یافتههای پژوهش به تربیت سیاسی خانوادههای شیعی محدود نبوده و عموم خانوادههای مسلمان و حتی آزادگان جهان مخاطب این پژوهش هستند.
خدای سبحان در آیه 51 مائده، مومنان را از دوستی با یهود و نصاری برحذر داشته و با شدیدترین لحن آنان را تهدید میکند. همچنین در یک پیشگویى از آینده امر امت در اثر این دوستى با دشمنان خبر مىدهد و مىفرماید که اگر چنین کنید بنیه روش دینى خود را از دست مىدهید و آن وقت است که خداى تعالى مردمى دیگر برمىانگیزد که امر دین را به دست گیرند و بنیه دین را بعد از انهدام به حالت اصلى و اولیش بر گردانند (طباطبایی، 1352ش، ج5، ص 368). «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ». در آیات مورد اشاره آسیبهایی چون جایگزینی سبک دشمنان با سیره دینی مسلمانان در جامعه، اتحاد شوم یهود و نصارا علیه مسلمانان، ورود به جرگه یهود و نصاری؛ محرومیت از هدایت الهی و انحراف از مسیر درست به عنوان آسیبهای اعتماد و دوستی با دشمنان خدا و مومنین (به ویژه یهود و نصارا) شناسایی شدند. از این رو با توجه به شرایط عصر حاضر به ویژه هجوم همه جانبه استکبار شایسته است والدین مسمانان و مربیان و معلمان دلسوز در تربیت نسل جوان به این آسیبها توجه ویژهای داشته باشند.
عنوان مقاله English
نویسنده English
One of the most important rights of parents is the religious upbringing of their children. Political upbringing is one of the areas of upbringing that parents and educators should not neglect. Correct political knowledge will prevent falling into the trap of enemies and will lead to correct activism in the political and social arena. Friendship with enemies and trust in them, especially the enemies of Jews and Christians, entails harms that a number of verses of the Quran have warned about. The purpose of this brief study is to pay attention to these harms by parents and educators in the political upbringing of their children. Using a descriptive-analytical method in referring to verses of the Quran and the interpretations of the sects; replacing the style of enemies with the religious character of Muslims in society, the sinister alliance of Jews and Christians against Muslims, entering the assembly of Jews and Christians; deprivation of divine guidance and deviation from the right path were identified as harms of trust and friendship with the enemies of God and the believers (especially Jews and Christians).
کلیدواژهها English
آسیب های دوستی با دشمنان خدا و مومنین (در تربیت سیاسی فرزندان)
چکیده
از مهمترین حقوق بر عهده والدین، تربیت دینی فرزندان است. تربیت سیاسی یکی از ساحتهای تربیت است که والدین و مربیان نباید از آن غفلت کنند. شناخت صحیح سیاسی مانع از افتادن در دام دشمنان و سبب کنشگری درست در صحنه سیاست و اجتماع خواهد شد. دوستی با دشمنان و اعتماد به آنان و به طور خاص دشمنان یهود و نصارا آسیبهایی را به دنبال دارد که شماری از آیات قرآن به آن هشدار دادهاند. هدف از این پژوهش مختصر توجه دادن اولیا و مربیان به این آسیبها در تربیت سیاسی فرزندان است. با روش توصیفی-تحلیلی در مراجعه به آیات قرآن و تفاسیر فریقین؛ جایگزینی سبک دشمنان با سیره دینی مسلمانان در جامعه، اتحاد شوم یهود و نصارا علیه مسلمانان، ورود به جرگه یهود و نصاری؛ محرومیت از هدایت الهی و انحراف از مسیر درست به عنوان آسیبهای اعتماد و دوستی با دشمنان خدا و مومنین (به ویژه یهود و نصارا) شناسایی شدند.
واژگان کلیدی: آسیبهای دوستی، دوستی با دشمنان خدا، دوستی با یهود، دوستی با نصارا.
مقدمه
تربیت سیاسی یکی از گونههای مهم تربیت و تا حدی مورد غفلت است. در این ساحت تربیتی هدف این است که متربی به یک شناخت صحیح (بصیرت) سیاسی دست پیدا کند تا در صحنه سیاست از لغزش مصون مانده و کنشگری صحیحی به نمایش بگذارد. عصر حاضر بیشتر با فناوریهای نوینش شناخته میشود که از جدیدترین دستاوردهایش «هوش مصنوعی» است که همه اندیشمندان و دانشمندان و حتی سیاستمداران را سخت نگران کرده است. چنانکه ارتباط گسترده و تا حدی ناگزیر نسل جدید با این فناوریها گاه سبب نگرانی اولیا و مربیان شده و همواره به دنبال چارهاندیشی در این جنگ رسانهای دشمن هستند. دشمن به مدد فناوری برتری که دارد همواره به دنبال فریب افکار عمومی به ویژه نسل جوان و نوجوان در جوامع اسلامی است. از این رو توجه به آسیبهای دوستی و اعتماد به دشمنان خدا و مومنین (بهویژه یهود و نصارا) در تربیت سیاسی فرزندان ضرورتی انکارناپذیر است. زیرا که توفیق دشمن در این ساحت چه بسا به اختلافافکنی در محیط خانوادهها و فروپاشی این نهاد اساسی رهاورد آن خواهد بود. در این نوشتار کوتاه به اختصار با روشی توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کتابخانهای به چند نمونه از آیات قرآن که به آسیبهای دوستی با یهود و نصارا و دشمنان خدا و مومنین هشدار دادهاند اشاره کردهایم. از نگاه قرآن، دوستی و اعتماد به دشمنان خدا و مومنین چه آسیبهایی می تواند داشته باشد؟ مهمترین سوالی است که این نوشتار به دنبال یافتن پاسخ آن است.
آیات نهی کننده از دوستی با دشمنان
از آنجا که انسان دارای حیات اجتماعی و ناگزیر از رابطه با سایر انسانهاست؛ یکی از موضوعات حیات سیاسی-اجتماعی وی تنظیم روابط با مخالفان است. آیات پرشماری در قرآن به تنظیم روابط با همکیشان و همنوعان پرداخته و به فواید و آسیبهای آن اشاره کردهاند. بعضی از آیات از رابطه ولایی و دوستی با کافران (آل عمران/28؛ نساء/144؛ مائده/57 و ...) و شماری از آیات هم از رابطه دوستی با دشمنان خدا و رسول و مومنین (آل عمران/ 118؛ مجادله/22 و ...) و در آیاتی (مائده/51) به طور خاص از رابطه دوستی با یهود و نصارا نهی شده است. بررسی همه این موارد از عهده این نوشتار کوتاه خارج بوده و به اختصار به بعضی از این موارد و با تمرکز بر آیه 51 مائده (نهی از رابطه ولایی با یهود و نصارا) خواهیم پرداخت. یادآور میشویم یافتههای پژوهش به تربیت سیاسی خانوادههای شیعی محدود نبوده و عموم خانوادههای مسلمان و حتی آزادگان جهان مخاطب این پژوهش هستند.
آسیبهای دوستی با دشمنان
چنانکه اشاره شد امروزه دشمنان بشریت به مدد مجهز بودن به فناوریهای نوین و نفوذ همه جانبه در خانوادهها در پی تسخیر افکار عمومی به نفع خویش هستند. اثرپذیری نوجوانان و جوانان از فضای مجازی زمینهساز موفقیت دشمن در جنگ رسانهای و شناختی است. از این رو ضرورت دارد اولیا و مربیان همواره آسیبهای اعتماد به دشمن و برقراری رابطه ولایی (دوستی عمیق) با دشمن را در تربیت نسل جوان مورد توجه قرار دهند. این رابطه ولایی گاه در فضای حقیقی و حضوری و اختلاط فیزیکی رخ مینماید و زمانی دیگر در قالب فضای مجازی و ارتباط رسانهای شکل میگیرد که در هر صورت مصداق رابطه ولایی بوده و مورد نهی پروردگار است.
خدای سبحان در آیه 51 مائده، مومنان را از دوستی با یهود و نصاری برحذر داشته و با شدیدترین لحن آنان را تهدید میکند. همچنین در یک پیشگویى از آینده امر امت در اثر این دوستى با دشمنان خبر مىدهد و مىفرماید که اگر چنین کنید بنیه روش دینى خود را از دست مىدهید و آن وقت است که خداى تعالى مردمى دیگر برمىانگیزد که امر دین را به دست گیرند و بنیه دین را بعد از انهدام به حالت اصلى و اولیش بر گردانند (طباطبایی، 1358: 5/368). «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ». واژه «اتخاذ» به معنای اعتماد بر چیزی به منظور کمک گرفتن از وی برای کاری است (طبرسی، 1408: 6/318). همچنین گفته شده است: اتخاذ در اصل تصمیم به اخذ چیزی و عزم بر آن و تمسک به آن و همراهی پیوسته با آن است (صادقی، 1406: 5/86).
«ولاء» و نیز کلمه «توالى» به این معنا است که دو چیز یا چند چیز طورى نسبت به یکدیگر متصل باشند که چیزى از غیر جنس آنها در بین قرار نداشته باشد، و به عنوان استعاره در معناى نزدیکى استعمال مىشود، حال یا نزدیکى از حیث مکان، یا از حیث نسبت و خویشاوندى، یا از حیث دین، یا از حیث صداقت و نصرت و یا اعتقاد (راغب، 1412 :85).
در حقیقت ولایت به معنای نزدیک شدن و پیوند میان دو کس است، به گونهای که مانعی میان آنها نباشد. این معنا در موارد گوناگونی مانند ولایت در معاشرت، ولایت در تقوی و ولایت در ارث و ... به کار میرود. علامه طباطبایی پس از ذکر معانی و موارد گوناگون ولایت، با قرینه گرفتن آیه «فَتَرَى اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِیبَنا دائِرَةٌ»
(مائده/ 52)؛ ولایت در این آیه را به محبت و مخالطت و به هم آمیختگی روحی معنا میکند (طباطبایی، 1352: 3/ 369). روشن است این نهی در جایی است که آنان روابط خصمانه با مسلمانان دارند و اهل ایمان باید هشیار باشند. چنانکه مفسران نیز اشاره کردهاند: «خداوند از دوستی با یهود و نصاری که دشمنان اسلام و مسلمین هستند نهی میکند» (ابن کثیر، 1419: 3/120) یا گفتهاند: «افراد یا گروهی از مسلمانان با یهود و نصاری که با پیامبر و مومنین عناد دارند به امید نیاز به یاری آنان دوستی نکنند» (مراغی، بیتا، ج6، ص 136). قرطبی هم مینویسد: «وَ - مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ» یعنی آنان را علیه مسلمانان یاری کند» (قرطبی،1364: 6/217).
رابطه دوستی و اعتماد به یهود و نصاری سبب میشود تا اخلاق آنان در میان مسلمانان راه یابد و سیره دینی جامعه اسلامی که تضمین کننده سعادت انسانها است، دگرگون شده و سیره کفر در میان مسلمانان جریان یابد که اساسش پیروی از هوای نفس و پرستش شیطان و خروج از راه فطری زندگی است (طباطبایی، 1352: 3/ 372 ).
باید توجه داشت که خدای سبحان همواره در آیات گوناگونی به همزیستی مسالمتآمیز حتی با پیروان سایر ادیان سفارش کرده (آلعمران: 64) و رعایت عدالت حتی نسبت به دشمنان را در سرلوحه برنامههایش قرار داده است (مائده/8). لیکن منع از دوستی با یهود و نصاری به معنای ایجاد کینه و نفرت نبوده بلکه به دنبال ایجاد بصیرت در جامعه ایمانی بوده و نسبت به غفلت و سستی در این روابط هشدار میدهد: «مراد آیه شریفه کینه و دشمنی نیست بلکه بیداری فکری مومنان است که گرفتار تساهل و سستی در اندیشه و ساده لوحی در عمل نشوند. همان دو چیزی که از مجذوب شدن به ظواهر اشیاء و توجه نداشتن به پیآمدها و ریشههای آن ناشی میشود. این هشدار برای این است تا همزیستی مشترک در پرتو هشیاری واقعی در اموری که همیاری اجتماعی در امور عام و قضایای مشترک را میطلبد انجام شود نه از روی غافلگیری» (فضل الله، 1439: 5/ 195). حاصل اینکه خداوند از مومنان میخواهد «با آنان مثل دوستان پاک و خالص دوستی نکنید و از آنان یاری نجویید» (آلوسی، 1415: 3/324).
در آیه 28 آل عمران هم خدای سبحان میفرماید: مومنین نباید به جای اهل ایمان، کافران را اولیای خود بگیرند «لا یَتَّخِذِ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِینَ»؛ زیرا این امر سبب آمیختگی روحی با آنان شده و مومنین از سیره و اخلاق آنان اثر میپذیرند. «از قید «مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِینَ» فهمیده مىشود که منظور آیه این است که بفرماید اگر تو مسلمان اجتماعى و به اصطلاح نوع دوست هستى، باید حد اقل مؤمن و کافر را به اندازه هم دوست بدارى، و اما اینکه کافر را دوست بدارى، و زمام امور جامعه و زندگى جامعه را به او بسپارى و با مؤمنین هیچ ارتباطى و علاقهاى نداشته باشى، این بهترین دلیل است که تو با کفار سنخیت دارى و از مؤمنین جدا و بریدهاى و این صحیح نیست پس زنهار باید از دوستى با کفار اجتناب کنى» (طباطبایی، 1352: 3/151).
یکی از انگیزههای دوستی با دشمنان خدا و مومنین یاری جستن از آنان و امید بستن به کمک آنان نسبت به مسلمانان است. از این رو خدای سبحان هشدار میدهد که یهود و نصاری، حتی اگر با یکدیگر هم دشمنی داشته باشند در برابر مسلمانان اتحاد داشته و هرگز به یاری آنان نخواهند آمد.
این معنا با عبارت «بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ» در آیه 51 مائده بیان شده است. آنان هرگز با مسلمانان همبستگی نداشته و همواره به دنبال ضربه زدن به مسلمانان هستند. اسلام همه را به قبول حق، عدالت، مساوات و مواسات دعوت میکند که با خواستههای آنان که پیروی از هوای نفس، آزادی در شهوات و لذتهای دنیا و تبعیض در برخورداری از امکانات است ناسازگار است. «جمله «بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ» در مقام بیان علت فرمانى است که در جمله: «لا تَتَّخِذُوا اَلْیَهُودَ وَ اَلنَّصارى أَوْلِیاءَ» آمده بود و معنایش این است که اگر گفتیم یهود و نصارا را اولیاى خود مگیرید علتش این است که این دو طائفه در عین اینکه دو طائفه جداى از هم و دشمن هم هستند، در عین حال علیه شما مسلمانان یک دست و متحدند، پس در نزدیک شدن به آنها و در دوستى و محبت با آنها هیچ سودى براى شما نیست» (طباطبایی، 1352ش: 3/373). آنان اولیای یکدیگر بوده و هرگز مسلمانان را علیه یکدیگر یاری نخواهند کرد. زیرا تا زمانى که منافع خودشان و دوستانشان مطرح است، هرگز به شما نمىپردازند (مکارم شیرازی و همکاران، 1374ش: 4/410). همواره در طول تاریخ این اتحاد شوم بوده و حتی در صورت اختلاف و نزاع در میان خود در برابر مسلمانان جبهه واحدی تشکیل دادهاند. چنانکه عهد و پیمان آنان ارزشی نداشته و قابل اعتماد نیستند زیرا پیمان شکنی از ویژگیهای آنان است «إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ» (توبه/12)؛ «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ» (مائدة: 13).
یکی از پیآمدهای دوستی و اعتماد به یهود و نصاری این است که چنین فردی هرچند به ظاهر از مومنین است لیکن از یهود و نصارا به شمار میآید. «اینگونه مؤمنین راه هدایت خدا را که همان ایمان است سلوک نکرده بلکه راهى را در پیش گرفتهاند که یهود و نصارا آن را سلوک مىکنند و به سویى در حرکتند که یهود و نصارا بدان سو روانند و راهشان بدانجا کشیده مىشود که راه یهود و نصارا بدانجا منتهى مىگردد» (طباطبایی، 1352: 3/373). رهاورد اعتماد به دشمنان یهودی و نصرانی خروج از زمره اهل ایمان و ورود در شمار آنان است که محرومیت از آثار ایمان و هلاکت و نگونبختی از پیآمدهای آن است.
همچنین از پیآمدهای این رابطه با یهود و نصارا محرومیت از هدایت الهی است. زیرا با این عمل یا به خویشتن ستم روا داشتهاند یا به سبب دوستی با دشمنان مومنین به آنان ظلم کردهاند و نه تنها سودی نبردهاند بلکه زیان دیدهاند (آلوسی، 1415: 3/325). «به همین جهت است که خداى تعالى بیان مذکور را با جمله: «إِنَّ اَللّهَ لا یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّالِمِینَ» تعلیل نموده و بیان مىکند که چرا اینگونه مؤمنین ملحق به یهود و نصارا هستند» (طباطبایی، 1352: 3/373). ظلم مانع از یافتن مسیر حق و عدالت شده و محرومیت از هدایت الهی را به دنبال دارد. روشن است محرومیت از هدایت الهی به معنای گمراه شدن فرد است و انسان گمراه (ضالّ) همواره در حیرت و سرگردانی بوده و از یافتن مسیر درست ناتوان است.
قرآن کریم در آیات پرشماری بر پیمودن «صراط مستقیم» تأکید میکند (یس/61-62؛ انعام/161، 153؛ آل عمران/101و ...) و از انحراف از آن هشدار میدهد (انعام/153). خداوند به مومنین هشدار میدهد که در صورت اظهار دوستی با دشمنان خدا و مومنین از مسیر درست منحرف خواهید شد (ممتحنة/ 1) «مراد از «سَوَاءَ السَّبِیلِ» طریق مستقیم است» (طباطبایی، 1352: 19/ 228). یعنى دوستی با دشمنان خدا و مومنین سبب انحراف از جادّه و راهى درست است که انسان را به هدفها و مصالحش مىرساند، زیرا نیل بدین هدفها فقط در پیروى از کتاب خدا و دوستدارى دوستان و اولیاء اوست نه در دوستى ورزیدن نسبت به دشمنان او (مدرسی،1419: 15/302).
انحراف از صراط مستقیم مانع از رسیدن به مقصود شده و سبب هلاکت انسان خواهد شد. افزون بر اینکه از راه تقوی منحرف شده «تیشه به ریشه زندگانى خود زده است که دشمنش را از اسرارش با خبر ساخته و این بدترین انحرافى است که ممکن است به شخص مؤمن بعد از وصول به سرچشمه ایمان دست دهد» (مکارم شیرازی و همکاران، 1374: 24/ 13).
تحریف حقایق و وارونه کردن حقیقت از عمدهترین صفات یهود است که شماری از آیات قرآن از آن پرده برداشتهاند (بقره/75؛ نساء/46؛ مائده/13، 41). نتیجه چنین ویژگیای انحراف از راه مستقیم و افتادن در ورطه هلاکت است. با این وصف چگونه میتوان به اخبار و گزارشهای آنان اعتماد کرده و آنان را دوستی مورد اطمینان برگزید.
نتیجه
رابطه ولایی -به معنایی آمیختگی روحی با دشمنان خدا و مومنین- مورد نهی خدا در آیات قرآن قرار گرفته است. با مراجعه به آیات قرآن و تفاسیر فریقین و توصیف و تحلیل مضمون آیات به دست آمد که این نهی برای دور ماندن از آسیبهای نهفته در این رابطه است. آمیختگی روحی با یهود و نصارا سبب جایگزینی سبک دشمنان با سیره دینی مسلمانان در جامعه شده و دوری از عدالت و حقطلبی را به دنبال دارد. دوستی با یهود و نصاری به امید یاری آنان توهّمی بیش نیست زیرا یهود و نصارا علیه مسلمانان اتحاد شومی دارند و هرگز به یاری مسلمانان نخواهند آمد. ورود به جرگه یهود و نصاری، محرومیت از هدایت الهی و انحراف از مسیر درست از دیگر پیآمدهای دوستی با آنان است که در این تحقیق مختصر به آن دست یافتیم.